بیانیه سایگی (غیر رسمی، هنری): حرفهای من با سکوت
وقتی شروع کردم به کشیدن سایهها سنگین در نور شدید، نمیدونستم دارم یه زبان جدید میسازم. فقط یه حس بود؛ حسی که میگفت چیزهایی هستن که توی سکوت، توی فضای خالی، و توی سایهها پنهان شدن. سایگی از همون حس متولد شد.
یه حس دائم باهام بود، حسی که دوست داشتم بیننده جزئیات و حذفی های منو خودش اضافه کنه.
بیانیه سایگی
سایگی یعنی چی؟
سایگی یعنی جستوجوی حضور در سکوت غیاب. یعنی دیدن چیزی یا حضوری که شاید اصلاً اونجا نیست، ولی حسش میکنی. توی سایگی، سایه فقط نبود نور نیست؛ خودش قهرمانه. فضای خالی هم فقط یه سطح بیاستفاده نیست؛ خودش زندهست و حرف داره. سکوت هم یعنی نبود تصویر نیست؛ یعنی آرامش نور.
سه سازهی سایگی
در بیانیه سایگی گفته می شه از سه سازه اصلی شکل گرفته که هر کدومشون یه نقش دارن:
حضور که با سایه نشان داده میشه. سایه سازنده و نشان دهنده فرم است و می گه شکل اونجاست، حتی اگه کامل دیده نشه.
سکوت که با خلا یا نور نشان داده میشه. فضای خالی و نور، همون سکوتی و آرامشی هست که توی تصویر جریان دارن.
حذف هر چیزی که ممکنه سکوت و آرامش رو خدشهدار کنه، از اثر حذف میشه. حذف یعنی انتخاب آگاهانه برای رسیدن به عمق.
اصولی که بهش رسیدم
سایه یعنی حضور. سایه فرم رو پنهان نمیکنه؛ نشون میده که اونجاست.
فضای خالی هم عنصره. گاهی چیزی که نقاشی نکردی، بیشتر از چیزی که کشیدی حرف میزنه.
سکوت تصویری. لازم نیست همه چیز رو توضیح بدی. بذار مخاطب خودش کشف کنه.
اقتصاد عناصر. هر خط و رنگ و فرم باید دلیل داشته باشه، نه فقط برای پر کردن سطح.
القا بهجای توضیح. سایگی نمیخواد همه چیز رو نشون بده؛ میخواد حسش رو منتقل کنه.
گفتوگوی نور و سایه. این دو تا جدا نیستن؛ توی رابطهشون با هم، تصویر شکل میگیره.
پذیرش ناتمامی. لازم نیست همه فرمها کامل باشن. ابهام و ناتمامی هم بخشی از زبانه.
